تبليغاتX
غنچه های فروردین - تولد در فروردین
واژه های غریبانه در غروب گاهان دل ...

تولد

به تو می اندیشم

به تو که نخستین بار، هوای زیبای بهاریت

در فضایی آکنده از عطر باران و کاهگل

آغازین لحظه های تولدم را  بشارت گفت  !

به تو می اندیشم !

به تو ، روستای بی آلایشی که هنوز هم با یاد تو

 درین بی تفاوتی رنگین ،

درین نخوت زار سنگین ،

درین حجم آلوده از دود

درین شهر بی آب بی رود!

نفس می کشم !

***

چگونه می توانم فراموش کنم :

ـــ نخستین طعم سبز زندگی را ؟!

ـــ نخستین روزهای بودن را ؟!

ـــ نخستین عشق را !

ـــ نخستین اندوه را !

ـــ نخستین روزهای روشن را ،

ولو با غم !

ولو با اشک های تلخ دوری های  نا زیبا !

***

چگونه تو را ننویسم که تنها با تو

و در کنار تو 

مفهوم زیستن را درک کردم !

از موسیقی جویبار هایت؛

 تا بانگ نابهنگام خروس ها !

از آوای دل انگیز نسیم ات ؛

تا نغمه ی  هم آوای  بادبادک هایت  !

از ....

تا....

آه

چه دلتنگم !

.....

 

***

وام گرفته از وب سایت :

از چهارحد تا قم

سیدعلی اصغر موسوی (سعا)  

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 3:59  توسط تنهانژاد  |